تبليغاتX
کویر در قطب
کاشان: دروازه ی کویر

شهر کاشان مرکز شهرستان کاشان است. شهرستان کاشان با وسعت ۹۶۴۷ کیلومترمربع و جمعیت ۳۳۵۷۸۵ نفر از شهرهای استان اصفهان بوده و از نظر جمعیت دومین شهرستان این استان به حساب می‌آید که در فاصله ۲۴۰ کیلومتری از جنوب تهران و در بین دامنه کوه کرکس نطنز و دشت کویر قرار دارد. این شهرستان از شمال به آران و بیدگل، از شمال غربی به شهر قم، از جنوب به نطنز و اردستان، از غرب به کوه کرکس و سیاه کوه و شهرستان محلات و اراک و از شرق به کویر مرکزی ایران محدود است. کاشان دارای چهار بخش (مرکزی، قمصر، نیاسر و برزک) بوده و دارای پنج شهر (کاشان، قمصر، نیاسر، جوشقان کامو و برزک) می‌باشد.
کاشان از نظر جمعیت بیستم و در رده یازدهمین شهر صنعتی ایران قرار می‌گیرد که دلیل آن وجود کارخانجات متعدد فرش ماشینی (بیش از یکصد کارخانه)، کارخانه تولید ورق گالوانیزه و کارخانجات تولید قطعات خودرو و مونتاژ است. قدمت صنایع نساجی در این شهر به تولیدات شعربافی شامل مخمل بافی، زربافی و حریربافی برمی‌گردد که هم اکنون بیش از چند هزار نفر در کارخانجات نساجی مشغول به کار می‌باشند.
شهرت شهر کاشان بیشتر به واسطه گلاب و فرش دستباف و آثار باستانی و جاذبه‌های توریستی متعدد آن است. کاشان به دارالمومنین، شهر عقرب‌ها، دروازه کویر... مشهور است. از محصولات کشاورزی آن می‌توان به انواع غلات و میوه‌های فصلی اشاره نمود. کاشان دارای آثار تاریخی و دیدنی‌های بسیاری در تمام فصول سال است که از آن میان می‌توان به باغ فین، مسجد و مدرسه آقابزرگ، خانه عامری‌ها، خانه عباسی‌ها، خانه طباطبایی، خانه بروجردی، حمام سلطان امیراحمد و قبر شاه عباس صفوی... اشاره نمود.
 


|+|نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ساعت 11:27 توسط تارا نیکیار |
سیستان و بلوچستان

هفته فرهنگی سیستان و بلوچستان گرامی باد

سیستان و بلوچستان از بزرگترین استان های ایران و دارای جاذبه های فرهنگی هنری بسیار می باشد که متاسفانه از لحاظ گردشگری و معرفی آن  به برای جذب توریست بسیار مظلوم واقع شده است. این استان به لحاظ جغرافیایی، زمین شناسی، اب و هوایی و کشاورزی و هنری دارای گوناگونی بسیار است که قادر است هر بینده ای را شگفت زده سازد.

سیستان و بلوچستان از دو منطقه سیستان در شمال استان با مرکزیت زابل(مردم این منطقه شیعه و گویش آنها سیستانی است) و از زاهدان به سمت جنوب، بلوچستان(مردم این نواحی بلوچ، سنی مذهب و گویش آنها بلوچی است) تشکیل می شود.

سیستان دارای قدمتی 4500 ساله است که با تمدن مصر برابری می کند و از آثار به جا مانده این تمدن می توان به شهر سوخته اشاره کرد. آثاری از دوره هخامنشی و اشکانی نیز در این منطقه و جود دارد که از جمله می توان به کوه خواجه(محل کشف قدیمی ترین نقاشی در ایران) اشاره کرد.

منطقه بلوچستان نیز دارای قلعه هایست که از دوران مختلف بر جای مانده که از ان جمله می توان به قلعه بمپور اشاره کرد. سراوان هم بستر تنها سفال دست ساز ایران است که توسط بانوان تهیه می گردد. در منطقه بلوچستان جاذبه های فراوانی قرار دارد به طور مثال: سواحل زیبای چابهار که به اقیانوس متصل می گردد، دهانه اتشفشان تفتان چشمه های گل افشان و کوه های مینیاتوری (کوه هایی شبیه کوه هایی که در مریخ وجود دارد). این منطقه همچنین محل زیست تنها تمساع پوزه کوتاه می باشد.

سیستان هم دارای بزرگترین دریاچه آب شیرین در ایران است و از جاذبه های آن علاوه بر مناطق تاریخی، می توان به چاه نیمه اشاره کرد.

- دیاری که زمانی مبدع زمان بوده(اولین بار تقویم از این منطقه گردآوری شده)

-زادگاه رستم

 -اولین زن شاعر ایرانی(رابعه) از این منطقه به ظهور رسیده

-انبار غله ایران

-قدیمی ترین اسیاب های بادی در این منطقه کشف گردیده

-کاشت دندان، عمل جمجمه، کار گذاشتن چشم مصنوعی در شهر سوخته در 4500 سال پیش و تقسیم بندی شهر به دو بخش صنعتی و مسکونی و ایجاد سیستم فاظلاب در 4500 سال پیش

و هزاران دستاورد مهم که همه از یاد رفته اند و مورد بی مهری قرار گرفته شده است.

وقت ان نیست که این استان را به لحاظ جاذبه های فراوان و ناشناخته به جهانیان معرفی کرده و این استان را به یکی از قطب های گردشگری تبدیل نماییم؟

 

شهر سوختهچاه نیمه

                                                                    قلعه سام در کوه خواجه

سفال کلپورگان


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 22:26 توسط تارا نیکیار |
تذهیب در دوره تیموری

دوره تیموری از دوره‌های بسیار مهم و پررونق و اعلای هنر مذهّب کاری است. سلاطین تیموری همه مشوق هنر کتاب نویسی بوده‌اند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین آنها «بایسنقر میرزا» پسر شاهرخ بوده‌است. این شاهزاده علاوه بر اینکه خود به شخصه مردی هنرمند و بهره مند از فنون کتابت و خط و تذهیب و نقاشی بود، جمع کثیری از هنرمندان که از سراسر امپراتوری تیموری گرد آورده‌اند که در دربار و دارالعلم و کتابخانه‌ای که در هرات بنیاد نهاده بود می‌زیستند. در این شهر کاغذ ساز، خطاط، تذهیب کار، صحاف، رنگ ساب، نقاش و امثال این قبیل هنرمندان از اهمیت بالایی برخوردار بودند.کتب این شهر از نفیس‌ترین و زیباترین کتاب هائی است که تا کنون تهیه شده.

در این زمان هنرمندان توجه زیادی به ترسیم اشکال، نباتات، گل‌ها، مناظر طبیعی و گاهی اشکال پرندگان کرده‌اند. قرآن‌های این دوره مخصوصاً آنها که برای شاهرخ و بایسنقر میرزا فراهم شده در زمره زیباترین تذهیب کاری هاست. طلا و لاجورد یکی از عوامل اصلی کار آنها بوده و در همه حال برای آرایش و تذهیب کتاب و قرآن از آنها استفاده می‌شده‌است. صنعت تذهیب که در دوره تیموری راه کمال پیمود در زمان صفویه نیز ادامه پیدا کرد.

این قابل انکار نیست که نمی توان تمام مشخصه های یک مکتب هنری را بیان نمود. اینها گوشه ای بسیار مختصر از ویژگی های مکتب تیموری هستند که برای پیدا نمودن یک پیش زمینه  بیان گردید.

اما در مورد نقوش تذهیب در دوره تیموری باید یادآور شد که غالبا از انواع اسلیمی ها استفاده گردیده و کمتر مجال به طرحهای ختایی داده شده است.


|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 ساعت 11:11 توسط تارا نیکیار |
فردوسی
چرا تمدن کهن مصر عرب شد ولی ایرانیان نشدند؟
 از حسنین هیکل پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه ی درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؛ گفت ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم.

ما هم اگر فردوسی را نمی داشتیم امروز همانند مردمان مصر و سوریه و اردن و فلسطین و عراق و حبشه و بسیاری از مردمان دیگر عرب زبان می شدیم؛ اینها هیچ کدامینشان عرب نبودند؛
زور شمشیر و نداشتن فردوسی ها آنان را عرب زبان کرد؛ اما ما عرب زبان نشدیم نه برای اینکه شمشیری در کار نبود؛ و نه برای اینکه به گناه فارسی گویی زبان را از دهان بیرون نمی-کشیدند که می کشیدند؛ تنها برای اینکه ما فردوسی را داشتیم و دیگران نداشتند.

 جهان كرده ام از سخن چون بهشت

ازين بيش تخم سخن كس نكشت

 

بناهاي آباد گردد خراب

زباران و از تابش آفتاب

 

بسي افكندم از نظم كاخي بلند

كه از باد و باران نيابد گزند

 

نميرم، ازين پس، كه من زنده ام

كه تخم سخن را پراگنده ام

 


|+|نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389 ساعت 11:42 توسط تارا نیکیار |
ژ-3-89

|+|نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ساعت 11:26 توسط تارا نیکیار |
ژ-2-89

|+|نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ساعت 11:23 توسط تارا نیکیار |
ژ-1-89


|+|نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ساعت 11:19 توسط تارا نیکیار |
اعتقاد زرتشت در نوع پوشش
زرتشت در حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.

بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».

در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان در ذیل عنوان «پوشاک اقلیت‏های میهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتی چنین می‏خوانیم: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده می‏کنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان‏ که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».

در کتاب دینی زرتشتیان اوستا و گات‌ها لباس یا کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است و قانون نامه ای وجود ندارد که زرتشتیان را ملزم به پوشانیدن سر و موی خود کند.

کوروش نیکنام دارای دکترای فلسفه زرتشت از دانشکده هندوستان و نماینده سابق زرتشیان در مجلس چندین پرسش را پاسخ داده است:

  • آیا در اوستا قانون حجاب برای زن وجود دارد ؟

زن و مرد در تاریخ ایران باستان همواره با پوشش مناسب و زیبا در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و این قانونی در اوستا نیست.

  • در باور زرتشتی حجاب برای بانوان چگونه تعریف شده است ؟

واژه حجاب در فرهنگ واژگان پارسی نیست ، اگر پرسش شما در مورد پوشش بانوان است . در ایران باستان زنان ومردان را هیچگاه برهنه نمی بینیم ، نسبت به محل زندگی ، آب وهوا وشیوه کار و زندگی هر شهر و روستا پوشش‌های گوناگونی وجود داشته که نمونه آن را هم اکنون در پوشش زنان گیلکی ، مازندرانی ،کرد ، لر ، بلوچ ، بختیاری ، اقوام دیگر و زرتشتیان مشاهده می کنیم . از ویژگی هایی که در اینگونه پوشش‌ها به شکل یکسان وجود دارد دو چیز است ، نخست اینکه این پوشش‌ها با رنگ‌های طبیعت همگون است یعنی رنگ‌های سرخ ، سبز ، ارغوانی ، زرد ودیگر زنگ‌ها در پوشش آنان بوده وکمتر از رنگ‌های تیره به ویژه سیاه استفاده می شده چون باور داشتند رنگ‌های کبود ، افسردگی آور وغم انگیز است . دوم اینکه در همه پوشش‌ها دستان زن و مرد برای انجام کارها به ویژه برای کشاورزی آزاد بود، نمونه پوشش‌ها را در اقوام لر، کرد، بلوچ، گیلکی و... می توان یافت.

  • چرا در هنگام نیایش باید کلاه یا روسری بر سر داشته باشیم ؟

در باور سنتی و گزارش اوستا، هالهٔ از روشنایی به نام خُوَرِنَه (فر) پیرامون تن ِ انسان را فرا گرفته است این هالة نور در انسانهایی که نیکوکار باشند و به خداوند نزدیکتر شوند با شعاع بیشتری همراه است چون این هاله نور ، پیرامون سر انسان بیشتر است عقیده بر این است که به هنگام نیایش و برای ایجاد تمرکز حواس به هنگام راز و نیاز با خداوند بایستی سرها پوشیده باشند از سوی دیگر پوشیدن سر به هنگام نیایش هماهنگی در چهره‌ها ایجاد می‌کند و چهرة انسان روحانی تر خواهد بود .


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ساعت 15:39 توسط تارا نیکیار |
صورتگری در اسلام
احادثی از امامان معصوم و پیامبر مکرم اسلام بر جای مانده است که این شبه را بوجود  می آورد که نقاشی و صورتگریدر اسلام حرام و مردود اعلام گردیده از جمله این احادیث نبوی:

"اشدّ النّاس عذابا یوم القیامه المصوّرون"

"انّ الملائکه لا یدخلون بیتاً فیه کلب او تصاویر"

به همین جهت نقاشی در دنیای اسلام به صورت محدود(کتب علمی)یا پنهانی (مصور کردن کتی ادبی در دربار و نقاشی کاخهای امرا)صورت می گرفته است.

از شاخصه های دین مسیحیت نقاشی تمثیل خداوند و مسیح است این تصاویر بسیار مقدس اند به طوری که در برخی شاخه ها در حد خود مسیح یا خداوند پرستیده می شود یا برخی اعراب زمان جاهلیت تصاویر یا مجسمه هایی می پرستیدند که تمام این ها دال بر این گشت تا پیامبر برای تمایز نهادن بین اسلام و مسیحیت و جلوگیری از این گونه انحرافات مذهبی یا بازگشت مسلمانان به کفریا تصاویر ضد اخلاقی این احادیث رابیان کنند وگرنه اسلام مغایرتی با نقاشی(به نیت یک اثر هنری) ندارد چنانکه هنگام فتح مکه و نابودی بت ها تصویری از حضرت عیسی یافتند "شیبه بن عثمان" تصویر را به پیامبر نشان داد و گفت ایا این را هم از بین ببرم؟حضرت فرمودند این را بگذار(شرح صحیح بخاری ابن حجر-۳۸:۷)

در ان مقطع از تاریخ بسیار الزامی بود راه برای هر گونه خرافه پرستی بسته نگاه داشته شود و منظور پیامبر از تصویر تصاویر شرک آمیز بوده است.در مورد حدیث دوم هم باید عرض کنم با تفسیر علامه جعفری منظور از خانه (قلب مومن)تصویر(تصویر هر انچه جز خدا)و سگ(هوای نفسانی)است.

دوستان علاقه مندی که مایلند اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب کنند می توانند به کتاب "صورتگری در اسلام" نوشته محمدرضا جباران انتشارات سوره مهر مراجعه کنید.


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 ساعت 11:35 توسط تارا نیکیار |
محمد سیاهقلم
محمدسیاهقلم(سده هشتم و نهم هجری) نگارگریست که هنوز هم نمی توات از ان با قاطعیت سخن گفت و به نوعی نام و زندگیش (مانند بسیاری از نگارگران)در پرده ای از ابهام است.

یک سری از نگاره ها از وی موجود است که بسیار متفاوت از سایر نگاره هاست. گفته میشود به فرمان یکی از پادشاهان مامور میشود تا همراه سفرا به چین برود و در راه هر انچه را میبیند ثبت نماید و برای شاه بیاورد این نگاره ها که سرشار از موجودات ناشناخت و عجیب و غریب است حاصل  وقایع نگاری این سفرنامه می باشد.
|+|نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389 ساعت 16:38 توسط تارا نیکیار |
آخرین نوشته ها
کاشان: دروازه ی کویر
سیستان و بلوچستان
تذهیب در دوره تیموری
فردوسی
ژ-3-89
ژ-2-89
ژ-1-89
اعتقاد زرتشت در نوع پوشش
صورتگری در اسلام
محمد سیاهقلم
آرشيو وبلاگ
مهر 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388